![]() |
![]() |
|
| بنام اولین.بنام آخرین. |
|
سلام خدا بازم منم همون غریبه ی غریب همون که خیلی غصه داشت هیچکسی خندش ندید لطفا ببخشید که بازم سرتون درد میارم امشب میخوام مثل یه ابر از دست دنیاببارم یادم میاد یه روز شما یه نعمتی بهم دادین یه نعمتی که مثلش به هیچکی جز من ندادی اما من شکسته دل رنجوندمش با گفته هام هم قدم اون نشدم الهی بشکنه پاهام شاخه گل قشنگتون صبرش تموم شدو پرید رفتشو از نگاهمو دستای سردمن برید شما که تا حالا همه حاجتامو بهم دادین اگه که رندی نباشه این چندتارم بهم بدین خداتورو قسم میدم به جون هرچی شبنمه نشه یروز من ببینم تو چشم اون پراز غمه اگه بهم فکر میکنه مهوم کنید از روزگار دوست ندارم جا بمونه مزاحمت هام یادگار خلاصه هرچی خوبیه برای اون میخوام خدا میخوام که هرچی غصه هست از قلب اون بشه جدا |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط غریبه |
|
|
باورم نمیشه بازم تنهای تنها نشســـــــــــــــتم
بد جوری بدست دنیا و بدست تو شکســـــــــتم اونهمه عشق وصداقت و به پات دادم ولـی تــــو خیلی زود رفتی ومن تواوج خواستنت شکســتم حالا از ارزوهــــــــــا سراغ خونت رو میگیــــــــرم توهم از عاطفــــه ای که رفت بپرس چقدر اسیرم راستی حال طوطـــــــی زخمی وکوچیکت چطوره الهی برای زخــــــــــــمای رو صورتش بمـــــــیرم حال بارون قشــنگ چشـــــــــــــمای نازت چطوره چه شبایی تا ســـــــــــــــحر باهم باریدیم نازنینم عزیزم شاخه های گلی که دادم نـــــــــــــــگه دار بذارش رو سنگ قبرم اخه از دوریت میمیــــــــــرم |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط غریبه |
|
|
بهونه ی قشنـــــــــگ من چه بی بهونه پرزدی با اون کلام آخرت به ریشهام تبــــــــــــــــر زدی
قول نمیـــــــــدم که بعد تو شبا تاصبح از تونگم یا اینکه راحت بخوابم .به آییــــــــــــــنه از تو نگم راستی اییــــــنه گفت شاید بازم صداتو بشنوم بوسیـــــــدمش ازته دل چه خوبه اینرو میشنوم یه روز میگفتی که اگــــه روزی بخوای تنها بری دلیل میاری تانگم تـــــــــــو عاشقی کم میاری دلیل نداشتی ولی من اصـــــــلا نمیگم کم اورد فقط میگم که سرنوشت تو سرنوشتم غم اورد گلم بازم بهت میگم تو خوش باشی منم خوشم بایادگاریت میخوابم صبحا به عشقــش پا میشم
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط غریبه |
|
|
" کاش بودی سهراب "
چشمــــــــها را شستم جور دیگر دیــــــدم باهمه مردم شــــــــهر گل باران چـــــــیدم!!!! کاش بودی ســــهراب کــــــاش تو میدیدی گر تــــــــوهم میبودی خوب میخـــــــندیدی!!!! خنده برعــاشق امروز که فـــارق فرداسـت یا به گلدان شـــــــقایق که درینجا تنهاســت خنده برساقی عاشــق که درون قفس است یا گل اطلـــــــسی باغ که بی همنفس است چشمهایم پــــاک است شهر نــــــا پاک شده روح پاک لیــــــــــلی پاک نـــــا پاک شده کــــــــــاش تو میدیدی کاش بودی سهـراب تا ببینی بــــــــــــاران گشته سهــــم مرداب |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط غریبه |
|
|
آري اي همدم من گرچه با ياد توباشم باز هم تنهايم. بازهم در غم اين تنهايي بي صدا ميبارم دوستاني بهتر از گل شبنم و ياس مردمي رنگ سکوت و شهري از جنس شقايق دارم با همه اين اوصاف بازهم تنهايم همه ي اميدم لحظه ي ديدار است آينه راه رسيدن به امید آينه با تو و بي تو بازهم تنهايم!!!! |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط غریبه |
|
|
به سراغ دل من نیز بیا من که بیکس تر ازین شبهایم وببین من هر شب با هزاران شبنم به چه سان تا به سحر میبارم به سراغ دل من نیز بیا وببین تا به کنون چه کشیدم ز غم رفتن تو |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط غریبه |
|
|
علو سلام این منم منم غریبه آشنا هنوز هم که ساکتید منم. صدای گریه ها دوباره باز هم سکوت جواب صحبت من است وبشنو ازدلم سکوت هزار بار این دلم به درد اعتراض کرد غرور را کنار زد به اشک التماس کرد ولی چه سود این سکوت ممتد است ومدت کمی پسش یک صدا !! ولی نه این تو نیستی صدای بوق ممتدست دوباره این منم علو... وبازهم سکوت تو جواب صحبت من است ولی نه این صدای چیست!!! چه شد چه شد علو علو صدا ی میرسد به گوش وکاش پاسخ سخن سکوت بود شماره اشتباست |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط غریبه |
|
|
این منم.تنهای تنـــــها پوچ پــوچ این منم.با بی کسی درحال کــوچ این منم.از دار غــــــــــم آویخته این منم.با درد وغـــــــــم آمیخته این منم.یک کودکی باخود غریب این منم. بازیــــــچه دسـت فریب |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط غریبه |
|
|
خستگی قلب منو هیچکی نداشته نازنین غربت بی حد منو هیچکی ندیده رو زمین آرزوی دلم بودش که مال من باشی گلم اما دلم نیومدش با غصه همدمت کنم آخه خودت میدونی که من دارم از اینجا میرم شاید که فردا نباشم تاسرراهت بمیرم اگه یه روز دیدی که من رفتم دیگه نیومدم بدون به خاطر دلت عشق خودم روپس زدم بازم میگم دوست دارم عشقمو میکنم فدات با اینکه سخته واسه من دیگه نمیزنم صدات |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط غریبه |
|
|
دیگه حتی بی کسی هم دلم و تنـــــها گـذاشته هرکســـی با تیغ زهریش زخمـی رو دل ما کاشته غــــــم ودرد همسفرامن آه و نــــــــــاله هم اتاقیم انتظار تنـــــــــــــها امیدم تو شبــــــــای بی قراریم انگاری خستگی خستست از دل شکســـــــته ی من انگاری بارون دلش سوخت از صدای گریــــــــه ی من
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط غریبه |
|
|
نازگل ببین رسیدم به کجا که اشک گرفته چشممُِ غمها شدن عصای من.میبینی کار دنیا رو نمیخوام آهُ نالهام اشک توی چشما جمع کنه ولی نمیتونم نگم . آخه دلم خیلی پره میگفت اگه ستارهها آوار بشن روی سرم نمیتونن عشق تورو دور کنن از توی سرم همیشه باگریه میگفت.تاآخر پیشت میمونم تمام دنیامُ میدم تا بیشتر پیشت بمونم یهو نفهمیدم چی شد دیدم که دست روزگار گل قشنگمو گرفت. موندم توکار کردگار! حالا میگم به روزگار مگه گناه اون چی بود میون گلهای جهان.نازگل من اضافی بود؟ |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط غریبه |
|
|
شکر
آنقدر بارانی ام بی ابر میگرید دلم در هوای چهره ات بی صبر میگردد دلم گاه میگویم به او آخر چه میخواهی دلا در هوای عاشقی وسرخوشی نالی چرا گاه با فریاد گویم من چرا عاشق شدم باز میگویم به آرامی که شکرت ای خدا |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط غریبه |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط غریبه |
|
|
غریبه نه تنهاودور از وطن مانده است غریبه نه بی کس.نه بی همنفس نه مرغی فکنده شده در قفس غریبه منم بی دورنگی و راز منم عاشق عشق و شوق فراز غریبه منم ساکن شهر دور منم پر ز شور و هیاهو و نور
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط غریبه |
|
|
اولین روزی که رفتی اولین روزی که رفتی دل من پرپرشد و مرد روزگار بی مروت خندهام از رخم برد اولین روزی که رفتی دل گلدونا پوسیدش لب مرگ لبهای مرغ عشقامون خوب بوسیدش اولین روزی که رفتی قاب عکسمون شکستش کفتر توی اتاق پشتیمونم پر زد و رفتش اولین روزی که رفتی روی باغچه غم نشستش بهاراز تو باغچه ی ما بی خدا حافظی رفتش اولین روزی که رفتی رفتنت ریشم خشکوند غم رفتنت عزیزم همه زندگیم سوزوند
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط غریبه |
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط غریبه |
|
|
......... زمان ما زمان عاشقی نیست دیگه فصل گلای رازقی نیست همه رسم دورنگی پیشه کردن توی حرفای لیلی صادقی نیست بدون حتی سکوتم حرف داره دلم از این جماعت زخم داره شنیدم من که مردم سنگ قلبن تو این شهر عشق رنگ زرد داره |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط غریبه |
|
|
من از ماهی بی جان درون تنگ
و از سبزه که نامش سبز و رنگش زرد گردیده ست شنیدم زندگی جاریست |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط غریبه |
|
|
کوچ
کاش میگفتی که قصد کوچ داری نازنین تا به اشک چشمهایم راه را جارو کنم کاش میگفتی میان راه بی من میروی تا امید باتو تا مهتاب را پرپر کنم کاش وقت رفتنت چشمان من گریان نبود تا که بی من رفتنت را خوبتر باور کنم کاش میشد راه ما اینگونه پایانی نداشت کاش میشد بعد تو بی کاشهایم سرکنم |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط غریبه |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط غریبه |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
سلام.(غریبه) هستم از اینکه به وبلاگم سر زدید متشکرم
غریبه غریبه نه دور از همه مانده است نه تنهاودور از وطن مانده است غریبه نه بی کس.نه بی همنفس نه مرغی فکنده شده در قفس *** غریبه منم بی دورنگی و راز منم عاشق عشق وشوق فراز غریبه منم ساکن شهر دور منم پرزشوروهیاهو ونور |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1388 مرداد 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 تیر 1387 بهمن 1386 |
| پیوندها |
|
حرفهایی برای نگفتن سارا .شعر. به یاد آرزوهایم درد...دل تسليت قلب صبورم کوچه ی عشق شور عشق %@ بدون شرح @% عاشقانه عارفانه بينهايت تاقيامت من فدایت |
|
RSS
|